تبليغاتX
نون و قلم - سکوتی خائنانه... edalat2/muslims-sympathy1.js'>

 

  سخنان و پیام های فصل الخطاب گونه ی امام خمینی(ره) در جامعه در حال بایکوت تاریخی است، و البته که این یک بیماری واگیر و عمومی شده، لیکن با اظهار  تعجب فراوان شاهد آن هستیم که این ویروس و سرطان در بین حوزویان و طلاب مدعی، از هر قشری بیشتر و بیشتر است. و صد البته که باز هم جای تعجب نیست، چراکه آنجایی که قرآن و نهج البلاغه به فراموشی رفته اند و مغفول اند دیگر چه جای بحث از صحیفه ی امام است – به عنوان تفسیر جهادی و انقلابی قرآن و نهج البلاغه و ...-.

سوم اسفند ماه سالروز پیام امام به روحانیت است، که به « منشور روحانیت» معروف بود! فرازهایی را از این منشور، مکتوب می نمایم تا خودتان حدیث مجملی بخوانید از این مفصل:

 

-         روحانیت متعهد، به خون سرمایه داران زالوصفت تشنه است و هرگز با آنان سر آشتی نداشته و نخواهد داشت.

-         روحانیون وابسته و مقدس نما و تحجر گرا هم کم نبودند و نیستند.

-         امروز عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و اسلام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجر گرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاب عزیز لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند، اینها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله.

-         ضربات روحانیت نا آگاه  و آگاه وابسته، به مراتب کاری تر از اغیار بوده و هست.

-         در شروع مبارزات اسلامی اگر می خواستی بگویی که شاه خائن است، بلافاصله جواب می شنیدی  که شاه شیعه است! عده ای مقدس نمای واپس گرا، همه چیز را حرام می دانستند و هیچ کس قدرت این را نداشت که در مقابل آنها قد علم کند.

-         خون دلی که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است، هرگز از فشارها و سختیهای دیگران نخورده است.

-         وقتی شعار جدایی دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق نا آگاهان، غرق شدن در احکام فردی و عبادی شد و قهرا فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست و حکومت دخالت نماید، حماقت روحانی در معاشرت با مردم فضیلت شد.

-         روحانیت زمانی قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپای وجودش ببارد. و الا عالم سیاس و روحانی کاردان و زیرک، کاسه ای زیر نیم کاسه داشت و این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج را می رفت متدین تر بود.

-         تردیدی ندارم اگر همین روند ادامه می یافت، وضع روحانیت و حوزه ها، وضع کلیساهای قرون وسطی می شد.

-         آنقدر که اسلام از این مقدسین روحانی نما ضربه خورده است از هیچ قشر دیگر نخورده است.

-         طلاب جوان باید بدانند که پرونده ی تفکر این گروه همچنان باز است و شیوه ی مقدس مآبی و دین فروشی عوض شده است. شکست خورده گان دیروز، سیاست بازان امروز شده اند.

-         اولین وظیفه ی شرعی و الهی آن است که اتحاد و یارچگی طلاب و روحانیت انقلابی حفظ شود.

-         جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنی نیست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ایمان و رذالت بود و این جنگ از آدم تا ختم زندگی وجود دارد.

-         آیا آنها که در توفان پانزده سال مبارزه قبل از انقلاب و ده سال حوادث کمر شکن بعد از انقلاب نه غصه ی مبارزه و نه غم جنگ و اداره کشور را خورده اند و نه از شهادت عزیزان متاثر شده اند و با خیالی راحت و آسوده به درس و مباحثه سرگرم بوده اند، می توانند در آینده، پشتوانه ی انقلاب اسلامی باشند؟!

-         مجتهد باید به مسائل زمان خود احاطه داشته باشد. برای مردم و جوانان و حتی عوام هم قابل قبول نیست که مرجع و مجتهدش بگوید من در مسائل سیاسی اظهار نظر نمی کنم.

-         یک مجتهد باید زیرکی و هوش و فراست هدایت یک جامعه ی بزرگ اسلامی و حتی غیر اسلامی را داشته باشد و علاوه بر خلوص و تقوا و زهدی که در خور شان مجتهد است واقعا مدیر و مدبر باشد.

-         حکومت نشان دهنده ی جنبه ی عملی فقه در برخورد با تمامی معضلات اجتماعی و سیاسی و نظامی  و فرهنگی است.

-         حوزه ها و روحانیت باید نبض تفکر و نیاز آینده جامعه را همیشه در دست خود داشته باشند و همواره چند قدم جلوتر از حوادث، مهیای عکس العمل مناسب باشند.

حال شما عزیزان که مجملی از این مفصل بخواندید پس تاملی در این باب بکنید که اگر این سخنان فرهنگ شود و به مطالبه ی عموم تبدیل شود، به ضرر چه کسانی خواهد بود، که آقایان  حضرات آن را مسکوت عنه گذارده اند؟!!!

 

 

+ نوشته شده در یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 10:5 توسط م.ر.امینی |